

رييس مركز ثبت دامنه هاي پژوهشگاه دانش هاي بنيادي گفت: دامنه كاملا فارسي دات ايران(.ايران) يكي از گام هاي اساسي در توليد محتواي فارسي است كه تا پايان امسال اجرايي مي شود.

محمود فرازنده سفير جمهوري اسلامي ايران در اندونزي به عنوان سفير ايران در اتحاديه كشورهاي جنوب شرق آسيا (آ.سه.آن) معرفي شد.
اسمش خیلی بزرگ است. اسمش با وقایع بزرگ، طوری گره خورده که سخت میشود زندگی اش را مثل انسانی معمولی - بدون در نظر گرفتن آن اتفاقات - دید.

روح الله خمینی جوان - مثل خیلی از خودمان - دیر ازدواج کرده؛ البته نه به خاطر مشکلات مالی، به خاطر اینکه تا آن موقع، فکر و ذکرش درس و کلاس و حجره بوده.


وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدنُ گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

سه روز، اعتصاب خود را به او اعلام می کنم؛ اعتصابی به معنای اعتراض در برابر بت های درون؛ اعتصابی به مفهوم مبارزه با جاذبه های پوشالی دنیا؛ اعتصابی به عمقِ ادراک و به ژرفنای تَعقّل. خدا، نام اعتصاب را، اعتکاف می گذارد، تا موافقت خویش را اعلام کرده باشد.

برنامه دسترسي به شبکه اجتماعي فيس بوک از طريق رايانههاي لوحي iPad شرکت اپل بهزودي راه اندازي مي شود. مارک زاکربرگ، مدير اجرايي شرکت فيس بوک از حضور خود در طراحي برنامه iPad app فيس بوک خبر داد.



علامه طبرسى گوید: على علیهالسلام شصت و سه سال زندگانى كرد، ده سال پیش از بعثت، و در سن ده سالگى اسلام آورد. و پس از بعثتبیست و سه سال با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم زندگانى كرد، سیزده سال در مكه پیش از هجرت در امتحان و گرفتارى به سر برد و سنگینترین بارهاى رسالت آن حضرت را به دوش كشید، و ده سال پس از هجرت در مدینه در دفاع از حضرتش با مشركان جنگید و با جان خود او را از شر دشمنان دین نگاه داشت، تا آنكه خداى متعال پیامبر خود را به سوى بهشت انتقال داد و او را به بهشت آسمانى بالا برد و على علیهالسلام در آن روز سى و سه ساله بود، و بیست و چهار سال و چند ماه حق او را از ولایت غصب كردند و او را از تصرف در امور بازداشتند، و آن حضرت در این دوران با تقیه و مدارا مىزیست، و پنجسال و چند ماه خلافت را به دست گرفت و در این سالها گرفتار جهاد با منافقان از ناكثین و قاسطین و مارقین (اصحاب جمل و صفین و نهروان) بود چنانكه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سیزده سال از روزگار نبوت خود را ممنوع از پیاده كردن احكام آن و ترسان و محبوس و فرارى و مطرود بود و نمىتوانستبا كافران به جهاد پردازد و از مؤمنان دفاع كند، سپس هجرت كرد و ده سال پس از هجرت با مشركان به جهاد پرداخت و گرفتار منافقان بود تا خداوند او را به سوى خود برد...
آن حضرت در شب بیستیكم ماه مبارك رمضان سال چهل هجرى با شمشیر به شهادت رسید. عبدالرحمن بن ملجم مرادى شقىترین امت آخر زمان - لعنة الله علیه - در مسجد كوفه او را ضربت زد .
حسن و حسین علیهم السلام به امر آن حضرت مراسم غسل و تكفین او را عهدهدار شدند و بدن شریفش را به سرزمین غرى در نجف انتقال دادند و شبانه پیش از سپیده صبح در همان جا به خاك سپرده شد. حسن و حسین و محمد پسران آن حضرت علیهالسلام و عبدالله بن جعفر رضى الله عنه وارد قبر شدند و بنا به وصیتحضرتش اثر قبر پنهان گردید. این قبر پیوسته در دولتبنىامیه پنهان بود و كسى بدان راه نمىبرد تا آنكه امام صادق علیهالسلام در ولتبنىعباس آن را نشان داد. (1)
هنگامى كه ابن ملجم - كه خدا لعنتش كند - او را ضربت زد حضرتش به حسن و حسین علیهمالسلام چنین فرمود: «شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم و اینكه در طلب دنیا بر نیایید گرچه دنیا در طلب شما برآید، و بر آنچه از دنیا محروم ماندید اندوه و حسرت مبرید و حق بگویید و براى پاداش (اخروى) كار كنید و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.
شما دو نفر و همه فرزندان و خانوادهام و هر كس را كه این نامهام به او مىرسد سفارش مىكنم به تقواى الهى و نظم كارتان و اصلاح میان خودتان، چرا كه از جدتان صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه فرمود: «اصلاح میان دو كس از انواع نماز و روزه برتر است.»
خدا را خدا را درباه یتیمان در نظر آرید، هر روز به آنان رسیدگى كنید و حتى یك روز دهان آنان را خالى نگذارید و مبادا در حضور شما تباه شوند.
خدا را خدا را درباه همسایگان در نظر دارید، كه آنان سخت مورد سفارش پیامبرتان هستند، پیوسته به همسایگان سفارش مىكرد تا آنجا كه پنداشتم آنان ارث بر خواهد نمود.
خدا را خدا را درباره قرآن یاد كنید، مبادا دیگران به عمل به آن بر شما پیشى گیرند.
خدا را خدا را درباره نماز یاد كنید كه آن ستون دین شماست.
خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان یاد كنید، تا زنده هستید آن را خالى و (خلوت) نگذارید; كه اگر این خانه متروك بماند دیگر مهلت نخواهید یافت.
خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا به مال و جان و زبانتان یاد آرید، و بر شما باد به همبستگى و رسیدگى به یكدیگر، و بپرهیزید از قهر و دشمنى و بریدن از هم. امر به معروف و نهى از منكر را رها نكنید كه بدانتان بر شما چیره مىشوند آن گاه دعا مىكنید ولى مستجاب نمىگردد.

اى فرزندان عبدالمطلب! مبادا شما را چنان بینم كه به بهانه اینكه امیرالمؤمنین كشته شد دستبه خون مسلمانان بیالایید; هش دارید كه به قصاص خون من جز قاتلم را نباید بكشید; بنگرید هر گاه كه من از این ضربت او جان سپردم تنها به كیفر این ضربتیك ضربتبر او بزنید و این مرد را مثله نكنید. (2) چرا كه از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه مىفرمود: «از مثله كردن بپرهیزید گرچه با سگ هار باشد.» (3)
از وصیت دیگر آن حضرت پیش از شهادت و پس از ضربت زدن ابن ملجم ملعون: «وصیت من به شما آن است كه چیزى را با خدا شریك مسازید، و به محمد صلى الله علیه و آله و سلم سفارش مىكنم كه سنت او را ضایع مگذارید. این دو ستون را به پادارید و این دو چراغ را افروخته بدارید، و تا از جاده حق منحرف نشدهاید هیچ نكوهشى متوجه شما نیست. من دیشب یار و همدم شما بودم و امروز مایه عبرت شما گشتهام و فردا از شما جدا خواهم شد. خداوند من و شما را بیامرزد. اگرزنده ماندم خودم صاحب اختیار خون خود هستم و اگر فانى شدم فنا میعادگاه من است، و اگر بخشیدم بخشش مایه تقرب من به خدا و نیكویى براى شماست; پس شما هم ببخشید «آیا نمىخواهید كه خدا هم شما را ببخشاید؟» (4) به خدا سوگند هیچ حادثهاى ناگهانى از مرگ به من نرسید كه آن را ناخوش دارم، و نه هیچ وارد شوندهاى كه ناپسندش دانم; و من تنها مانند جوینده آبى بودم كه به آب رسیده، و طالب چیزى كه بدان دستیافته است; «و آنچه نزد خداستبراى نیكان بهتر است» (5) و (6)
از این كه فرمود: «به خدا سوگند هیچ حادثهاى ناگهانى از مرگ به من نرسیده كه...» معلوم مىشود كه امام علیهالسلام پیوسته از روى شوق در انتظار شهادت به سر مىبرده و مىدانسته است كه آنچه پیامبر راستگوى امین صلى الله علیه و آله و سلم به او خبر داده ناگزیر فراخواهد رسید چنانكه قیامت آمدنى است و شكى در آن نیست و وعده او ترك و تخلف ندارد و آن حضرت با دلى پر صبر در انتظار آن بود و - بنا به نقل گروهى از دانشمندان مانند ابن عبدالبر و دیگران - مىفرمود: «شقىترین این امت از چه انتظار مىبرد كه این محاسن را از خون این سر سیراب سازد؟» و بارها مىفرمود: «به خدا سوگند كه موى صورتم را از خون بالاى آن سیراب خواهد كرد.»
زمخشرى در «ربیع الابرار» از اممعبد آورده است كه گفت: «روزى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم وضو گرفت و در پاى درختخاردار خشكیدهاى در نزد ما آب دهان افكند و آن رختسبز شد و میوه داد و در زمان حیات آن حضرت ما از میوه آن شفا مىجستیم... اما سپس از پایین به بالا خشك شد و خار رویید و میوههایش ریخت و سبزى و تازگى آن از میان رفت. در این حال بود كه ما از شهادت امیرالمؤمنان على علیهالسلام باخبر شدیم. و دیگر میوه نداد و ما از برگ آن بهرهمند بودیم و پس از چندى صبح كردیم و دیدیم كه از ساقه آن خونى تازه مىجوشد و برگ آن هم خشك شده است. در همین حال خبر شهادت حسین علیهالسلام به ما رسید و درختبه كلى خشك گردید.» (7)
پىنوشتها:
(1)تاج الموالید / 18.
(2)مثله كردن: بریدن انگشت و بینى و گوش و دیگر اعضاى كسى.
(3)نهج البلاغه، نامه 47.
(4)اقتباس از آیه 22 سوره نور.
(5)اقتباس از آیه 198 سوره آل عمران.
(6)نهج البلاغه، نامه 23.
(7)تاریخ الخمیس، باب هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم

قرآن کتابی آسمانی است که از طرف خداوند تبارک و تعالی بر رسول گرامی اسلام نازل شده است. گفتار این کتاب آسمانی، همپایه و یکسان با کلام بشری نیست و به این دلیل که هدایتگر همه انسانها به سوی کمال وسعادت است کلامی دارد در عین آسانی، بسیار پیچیده و در عین سادگی، بسیار عمیق.
قرآن، معجزه جاویدان پیامبر و فرقان ( جدا کننده ) حق از باطل است که پیوسته بشر را در راه رسیدن به خیر و خوبی رهنمون میشود. قرآن کتابی است که برنامههای هدایت بخش خویش را در زیر سایهسار درخت تنومند رسالت و ولایت پهن میکند و هر لحظه (( کمال این آیین و اتمام این نعمت الهی )) را به ولایت جانشین به حق پیامبر یعنی حضرت علی(ع) اعلام میدارد و شب و روز به سوی او دعوت میکند.
همان گونه که علی(ع)، خورشید فروزان تاریخ، به سوی آن اشاره میکند و بشریت را در اعماق معانی آیات آن به تفکر وا میدارد. از قرآن میگوید و پیوسته آیات آن را با لسان مبارک خویش قرائت میکند وگاه، چنان از علوم پنهان مانده در ذیل عبارات آن پرده بر میدارد که جنبه اعجاز آن را بر همگان آشکار میکند.
و به راستی چه کسی جز علی(ع) و خاندان پاک پیامبر میتواند، اعجاز هدایتگر کلام الهی را با سخن شیرین خویش جلوهگر سازد و بدین ترتیب چراغ پرفروغ قرآن را بر سر راه کاروان بشریت بیفروزد. به سوی قرآن دعوت کند و قرآن نیز بشر را به سوی او فرا خواند.
دعوت قرآن به علی(ع) و رابطه علی(ع) با قرآن، علاوه بر آن که به صورت متواتر از پیامبر اکرم نقل شده است، در گنجینه های کلام الهی و نیز در تفسیر روشنگر امیرمؤمنان(ع) از آیات قرآن، به وضوح آمده است. محدثان و مورخان آوردهاند که آن بزرگوار همواره میفرمود:
(( از من، هر آنچه از آیات الهی میخواهید بپرسید، چرا که میدانم در کجا و کی نازل شده است، در بلندی و یا پستی، در روز یا شب. ))1
و نیز میفرمود:
((تمام آیات الهی را بر رسول خدا میخواندم و پیامبر معانی آیات را به من تعلیم میداد. ))2
علیابن ابیطالب(ع) شخصیتی است که از کودکی تحت تعلیم و تربیت پیامبر بزرگ میشود و در هر مکانی یار و یاور پیامبر میشود تا جایی که صدای نزول وحی بر پیامبر را میشنود و به اراده خداوند متعال بر شان نزول، ناسخ، منسوخ، محکم، متشابه و دیگر علوم قرآنی عالم میشود. استقرار این علم الهی در سینه مقدس او به گونهای است که خداوند در آیاتی وی را به آن معرفی و ستوده است. در آنجا که میفرماید:
((و یقول الذین کفروا لست مرسلا قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب))3

((و کافران میگویند که تو پیامبر نیستی، بگو خدا میان من و شما گواهی بسنده است و نیز آن که دانش کتاب ( قرآن ) نزد اوست. ))
بسیاری از مفسران از همان روزگاران نخست، امیر مؤمنان حضرت علی(ع) را مصداق بارزی برای جمله (( من عنده علم الکتاب )) میشناختند و پیامبر نیز به عنوان معلم قرآن، که شان روشنگری و تبیین آیات مخصوص او بود، بر این نکته تاکید ورزیده بود. گواه و شاهد بودن امیرمؤمنان، بر رسالت پیامبر مقامی ممتاز برای او است که خداوند در این آیه ذکر کرده است و برتر از این شان الهی اوست که خدا در این آیه او و خودش را با هم ذکر کرده است و در مقام گواهی بر رسالت پیامبر جز علی احدی را هم شان خود معرفی نکرده است.
آری، علی(ع) همچون خدای خود شاهد رسالت نبی اکرم است، که پروردگار بزرگ، او و خودش را برای گواهی بر این رسالت کافی میداند.
و علی(ع) با قرآن است. چون تنها شخصیتی است که بعد از پیامبر از دریای عمیق معانی آیات، گوهرهای معرفت بیرون میآورد. او لؤلؤ و مرجان میآورد، خواه تیرهدلان سیهروز آنها را باور داشته بپذیرند، خواه ایمان را در کنج خانه نشانده، لؤلؤ را وادار به صلح کنند و مرجان را با لبتشنه به شهادت برسانند. انگار که اینان تفسیر آیات و ستارگان آسمان قرآن نبودند. انگار که اینان همان آیات قرآن در میان مردم نبودند. ولی با این حال، علی(ع) از چشمهسار علم خویش، آب زلال معرفت جاری میکند تا تشنگان هدایت را با آن سیراب کند.
آری! علی(ع) با قرآن است. چون بزرگترین حامی و برجستهترین مدافع قرآن است که از قداست، حرمت و عظمت آن پاسداری میکند و در روشن ساختن حقایق آن از هیچ کوششی دریغ نمیورزد. او بیان میدارد تا مردم پاره کاغذهای بر روی نیزه را با آن اشتباه نگیرند. تا مردم بفهمند که قرآن به خودی خود سخن نمیگوید تا هدایت کننده باشد، بلکه باید به سخن درآورده شود تا صراط مستقیم الهی را از دیگر راه ها ممتاز گرداند و خداوند نطق او را در لسان ناطق علی(ع) قرار داده است.
علی(ع) از قرآن دفاع میکند تا همچون تورات و انجیل تحریف نشده و در میان مردم، متروک واقع نشود.
علی(ع) با قرآن است چون قرآن به او هدایت میکند و او صراط مستقیم هدایت است. پس یکتا هدایتگر، به این شاهراه هدایت است و از این رو است که هیچ کس جز او نمیتواند برفراز منبر تاریخ با ندایی که تا قرنها پس از او طنین انداز است ندا سر دهد که:
(( بدانید علم آینده و سخن از گذشته، درمان درد شما و راه سامان دادن کارتان درقرآن است . . که اگر از آن همه بپرسید شما را آگاه میکنم. ))4
و این تجلی قرآن در اعصار و قرون مختلف، به بیان و روشنگری علی ابن ابیطالب(ع) و فرزندان او از ائمه طاهرین است. این بارش رحمت قرآنی در طول تاریخ، فقط خاص مؤمنین بوده است که شب و روز به ولایت امیرمؤمنان و فرزندان معصومش پناه بردهاند و نیز کسانی که حبل متین الهی را شناخته و به آن چنگ زدهاند. زیرا قرآن فقط برای مؤمنین شفا و رحمت است و به ظالمین، یعنی آنها که ولایت علی(ع) و خاندان پیامبر را انکار کرده اند، جز زیان چیز دیگری اضافه نمیکند و این بیان را آن گونه شیوا مطرح میکند تا همه بدانند، که قرآن و علی(ع) دو شیئ جدا نشدنی هستند. خداوند میفرماید:
(( و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا ))5
(( و از قرآن آن چه را که مایه شفا و رحمت برای مؤمنین است نازل میکنیم و ستمکاران را جز خسران نمیافزاید. ))
در این میان، قرآن با علی(ع) است. با شخصیتی که هر برهه از تاریخ زندگانی او، تفسیری از یک آیه در قرآن کریم است.
قرآن، در نجات انسانها از تاریکی جهل و ظهور خورشید کمال و فضایل انسانی همراه علی(ع) است. قرآن مصور علی(ع)، در ترسیم فضایل او، نمودن ویژگیها و برتریهای او و گستراندن عظمتها و مقامات او است. ابن عباس در این زمینه میگوید: (( درباره هیچ کس به اندازه علی(ع) آیات الهی نازل نشده است. )) و در نقل دیگری از خود وی آمده است که: ((سیصد آیه از قرآن درباره حضرت علی(ع) نازل شده است. ))

بیان این آیات و چگونگی شان نزول آنها به دلیل کثرت و تعدد، خود به مقولهای جداگانه احتیاج دارد. اما، چون علی(ع)، تجلی کلام قرآن است و کلامش برترین و استوارترین ترجمان آن است، همانند قرآن است. قرآنی ناطق که مبین حق و معلم ایثار است.
آری! قرآن همراه علی(ع) است تا فداکاری و جان نثاری او را در راه پیامبر(ص) توصیف کند، بلکه جاودانه کند و آن را همچون لوحی بر پیشانی تاریخ نصب کند که:(( ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مر ضات الله، ان الله رؤوف بالعباد ))6
(( و از مردم کسانی هستند که جان و نفسشان را درراه رضای خدا میدهند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. ))
ازعلی(ع) میگوید و وی را میستاید تا نابخردان عالم از روی جهل و نادانی، گزاف و بیهوده نگویند.
قرآن در کلام علی(ع)، بهار دلها و نیکوترین گفتار است که باید از پرتو آن طلب هدایت کرد و برای سینههای دردمند طلب شفا کرد.
علی(ع) در سیمای قرآن، شخصیتی است که اطاعت از او همچون اطاعت از خدا و پیامبر لازم و واجب است.
علی(ع) با قرآن پیوندی ناگسستنی دارد چون قرآن با علی(ع) پیوند خورده است و این دو در حدیث ثقلین، دو ثقل به یادگار مانده از پیامبر میباشند که تا روز قیامت از یکدیگر جدا نمیشوند. آری، ثمره این پیوند و تمسک و توسل به این دو شیئ گرانبها است که مایه هدایت، خوشبختی و سعادت انسانها خواهد شد.
پی نو شتها:
1-بحار ج92 ص79. 4-نهج البلاغه خطبه 158.
2-بحار ج92 ص78. 5-سوره الاسراء آیه 82.
3-سوره رعد آیه 43. 6-سوره بقره آیه207.

یک حادثه ای مربوط به امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که نقل کرده اند در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان رخ داده است و آن این است که در روز سیزدهم ماه رمضان - و ظاهراً آن روز، روز جمعه بوده است - ایشان موعظه می کردند و خطبه می خواندند، برای مردم صحبت می کردند و مردم در مسجد نشسته بودند و از جمله کسانی که در مسجد نشسته بودند دو فرزند بزرگوارشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند. یک مرتبه وسط صحبت خطاب می کنند به امام حسن، می فرمایند فرزندم حسن! چند روز از این ماه گذشته است؟ عرض می کند پدرجان! سیزده روز (معلوم است که مطلبی را می خواهد بگوید، خودش بهتر از دیگران می داند چند روز گذشته است). باز به امام حسین می فرماید: فرزندم! چند روز از این ماه مانده است؟ پدر جان ! هفده روز. آنگاه دستی به محاسن مبارکش می برد و می فرماید چیزی نمانده است که این محاسن به خون این سر خضاب بشود.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این ماه مبارک رمضان به طور اشاره و کنایه و گاهی صریح ولی بدون اینکه جزئیات و خصوصیات و وقت (حادثه شهات خود) را دقیقاً تعیین بفرماید یک حالتی را نشان می داد که نگرانی کلی برای همه و در درجه اول برای خاندان ایشان به وجود آورده بود.
متقى هندى نیز روایت نقل کرده که ضمن آن آمده است که ابن ملجم زمانى ضربت خود را فرود آورد که امام سرش را از سجده برداشت
زمانى که امام آماده مى شد تا به سوى صفین حرکت کرده و جنگ جدیدى را با معاویه آغاز کند، صبحگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 40 هجرى توسط شقى ترین انسانها، عبد الرحمان بن ملجم مرادى مجروح شده و سه روز بعد در 21 رمضان به شهادت رسید. بنا به نقل ابن سعد، سه نفر از خوارج با نامهاى عبد الرحمان بن ملجم، برک بن عبد الله تمیمى و عمرو بن بکیر تمیمى، در مکه با یکدیگر قرار گذاشتند تا امام على (ع) ، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبد الرحمان به کوفه آمده و با دوستان خارجى خود دید و بازدید مى کرد. یک بار به دیدار گروهى از طایفه «تیم الرباب » رفت. در آنجا زنى را با نام «قطام بنت شجنة بن عدى » دید که پدر و برادرش در نهروان کشته شده بود. ابن ملجم او را خواستگارى کرد. زن مهر خویش را سه هزار (دینار!) و قتل امام على (ع) قرار داد. ابن ملجم گفت که از قضا براى همین به کوفه آمده است. (طبقات الکبرى، ج 3، صص 38- 35) او چندى شمشیر خویش را به زهر آلوده کرده و با همان، ضربتى بر سر امام زد که به دلیل عمیق بودن زخم و سمى بودن شمشیر، امام را به شهادت رساند. گفته شده که ابن ملجم آن شب را در خانه اشعث بن قیس بوده است. (مقتل الامام امیر المؤمنین، ص 36، ش 13)
روایات متعددى حکایت از آن دارد که امام در مدخل ورودى مسجد (در درون مسجد) مورد حمله ابن ملجم واقع شده است. (همان، ص 29، ش 4، ص 35، ش 12) در نقلهاى دیگرى آمده است که امام در حال بیدار کردن مردم براى نماز بود که مورد حمله قرار گرفت. (همان، ص 28، 33، ش 11)

منابع موجود تاریخى بیشتر اشاره به نقل نخست کرده اند. در برابر روایات دیگرى وجود دارد که زمان حمله ابن ملجم را وقتى مى داند که امام مشغول نماز بوده است. در نقلى از میثم تمار آمده است که امام نماز صبح را آغاز کرده و در حالى که یازده آیه از سوره انبیاء خوانده بود ابن ملجم با شمشیر ضربتى بر سر امام زد. (همان، ص 30، ش 5) در نقل دیگرى از یکى از نوادگان جعدة بن هبیره- که این جعده فرزند ام هانى بوده و گاهى بجاى آن حضرت نماز مى خوانده و در برخى نقلها آمده که پس از ضربت خوردن امام، او جلو آمده و نماز را ادامه داد- گفته شده است که وقتى ابن ملجم ضربه را زد که امام در نماز بود. (همان، ص 30، ش 6)
شیخ طوسى نیز روایتى نقل کرده است که همین مطلب را تایید مى کند. (الامالى، الجزء الثالث، ش 18) متقى هندى نیز روایت نقل کرده که ضمن آن آمده است که ابن ملجم زمانى ضربت خود را فرود آورد که امام سرش را از سجده برداشت. نقل دیگرى از ابن حنبل (9) که همان را ابن عساکر (کنز العمال، ج 15، ص 170، (طبع دوم) ، الامالى فى آثار الصحابه، صص 104- 103) نیز روایت کرده از همین مطلب را تایید مى کند. ابن عبد البر مى گوید: در این که آیا ابن ملجم در نماز ضربت را زده یا قبل از آن و نیز این که امام در آن هنگام کسى را جانشین خود کرده یا خود تمام کرده، اختلاف است. بیشتر بر آنند که آن حضرت جعدة بن هبیره را بجاى خود گذاشت تا نماز را تمام کند. (الفضائل، ص 38، ش 63 (طبع قم) )
روایات فراوانى از طریق اهل بیت و اهل سنت نقل شده که نشان از وضعیت خاص روحى امام در شبى است که صبحگاه آن شب امام ضربت خورد از جمله روایتى از امام باقر (ع) که ابن ابى الدنیا نقل کرده آشکارا آگاهى امام را از شهادت خویش خبر مى دهد. زمانى که امام ضربت خورد فریاد زد: «فزت و رب الکعبه » به خداى کعبه رستگار شدم. ابن ابى الدنیا وصیت امام را از طرق مختلف نقل کرده است.
قسمتهایى از آن در زمینه مسائل مالى و بخشى از آن، وصایاى دینى امام است. در این وصیت امام، توصیه به مسائل چندى کردند از جمله: صله رحم، ایتام، همسایگان، عمل به قرآن، اقامه نماز به عنوان عمود دین، حج، روزه، جهاد، زکات، اهل بیت رسول خدا (ص) ، بندگان، امر به معروف و نهى از منکر. در این نقل آمده است که امام در حالى که مشغول گفتن «لا اله الا الله » بودند، در آغاز شب بیست و یکم رمضان، در حالى که آیه «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره » را مى خواند به دیدار معبود شتافت. بنا به نقلى دیگر، پس از شهادت امام، حسنین، محمد بن حنفیه ، عبد الله بن جعفر و تنى چند نفر از اهل بیت، آن حضرت را شبانه به خارج کوفه (جایى که بعدها نجف نامیده شد) بردند و پنهانى دفن کردند. این کار براى آن بود که خوارج یا دیگران (بنى امیه) قبر امام را نبش نکنند.
در اخبار شهادت امام آمده است که گروهى از غلات در مدائن با شنیدن خبر شهادت امام، از پذیرفتن خبر شهادت آن حضرت خوددارى کردند. این گروه منشا تفکرات غلو آمیز در میان شیعه هستند که در قسمتهاى بعدى، اشاراتى به آنها خواهیم داشت. چند نقلى که ابن ابى الدنیا در این زمینه آورده است، نشان از حضور فردى با نام ابن السوداء از قبیله همدان که او را عبد الله بن سبا مى نامیده اند دارد. در نقلى دیگر از عبد الله بن وهب السبائى یاد شده که این ادعا را در مدائن کرده است. این دو نقل نشان مى دهد که حتى نام این شخص مشخص نبوده است.بخش سیره وعترت تبیان
منبع : روایاتی از واقعه شهادت امام علی(ع) نوشته رسول جعفریان





حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .
وقتی آمدم این اذان را ضبط کنم روزه بودم گفتند برو بعد از اذان بیا ضبط کنیم گفتم نه، میخواهم با زبان روزه این اذان ضبط شود اذانی بود در ذکر و غروب و غربت! شاید تمام دردهای من در این اذان است که این جلا را یافت.

حكومت ايران مستحكم و قدرتمندتر شده است.
سي ان ان اعتراف كرد: آمريكا اكنون با حكومتي مستحكم در ايران روبرو است.اختلافات اخير بين مسئولان ايران واقعيتي بود كه اتفاق افتاد، اما اكنون روابط آنها بهبود يافته و ايران قدرتمندتر هم شده است .


كلمه «رغائب» جمع «رغيبه» به معناي چيزي كه مورد رغبت و ميل است و نيز به معناي عطا و بخشش فراوان مي باشد. بنابراين معناي اول «ليله الرغائب» يعني شبي كه ميل و توجه به عبادت و بندگي در آن فراوان است و بندگان خوب و شايسته خداوند دراين شب تمايل زيادي به رفتن به درخانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خويش دارند.
بنابر معناي دوم، «ليله الرغائب» يعني شبي كه در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبي و خاكساري در برابر عظمت حق شايسته دريافت انعام و عطا و بخشش بي كرانه حق مي گردند.
رييس پژوهشكده علوم اجتماعي دانشگاه شيراز، مساله اصلي علوم انساني در ايران را نبود نظريه علمي در كشور و ضعف نظريه پردازي در اين زمينه عنوان كرد.


حملات اينترنتي هدفمند در حال افزايش است و کارشناسان بر اساس آخرين بررسيهاي خود در اين زمينه دريافتهاند که اين دسته از حملات به بيشترين حد خود طي دو سال گذشته رسيدهاند.

بر اساس يک مطالعه که به تازگي انجام شده است، خطر شکستگي استخوان در افرادي که جراحي باي پس معده يا جراحي کاهش وزن "بارياتريک" انجام مي دهند بيشتر از چيزي که پيش از اين محققان دريافته بودند.


سخنان حضرت آيتالله خامنهاي در جوار مرقد امام راحل(ره)، با واكنش قريب به اتفاق رسانهها مواجه و در سطح وسيعي منتشر شد كه بيشتر از همه، مواضع بينالمللي رهبر معظم انقلاب درباره حوادث اخير منطقه و موضوع فلسطين مورد توجه قرار گرفت.

همزمان با تشكیل نظام جمهوری اسلامی ایران مسئله رهبری مورد توجه جدی امام راحل و كارگزاران نظام قرار داشت و به همین خاطر از همان ابتدا، موضوع اهمیت مجلس خبرگان در بیانات معمار بزرگ انقلاب به شكل واضح و شفاف مطرح شده بود.
به قلم :حيدر وليزاده
